خطبه ۱۱۰ ، ره آورد دين :
در اين خطبه: همانا بهترين چيزی که توسل جويندگان می توانند بوسيله آن به خدای سبحان توسل جويند ايمان به او و پيامبرش و دوم جهاد در راه او، ديگر کلمه لا اله الا الله و ديگر به پا داشتن و ادامه نماز. ديگر دادن زکات، ششم روزه در ماه رمضان و هفتم حج و عمره است که به راستی اين دو عمل فقر را از ميان می برد و گناه را می شويد.
می بينيم که در اين خطبه از حج بعنوان هفتمين چيز برای توسل به خدا نام برده شده و مشخص است که؛ معشوق همين جاست ای قوم به حج رفته، کجاييد؟ بياييد!
حج دست آوردهای فراوانی دارد و نياز به تحقيق های سخت و طولانی دارد ولی آنچه مسلم است، آن است که حج در اين دوران به يک مايعی اکسيرگونه، معمولی و ساده که فقط برای شستن گناهان از آن استفاده می شود که به طرز معجزه آسايی تمام گناهان را پاک کرده و اثری از آن باقی نمی گذارد.
ولی مسائل مهمتر که بايستی به آن بيشتر پرداخته شود، آنگونه که شريعتی در مورد اولين حج مسلمانان بعد از هجرت به مدينه و فتح مکه با پيامبر تشريح می کند:
"تاريخ؛ اين پير غلام خانه زاد دربارها، قصه گوی قصه فرعون کسری، قيصر، مديحه سرای دروغپرداز دستگاه هر صاحب دستگاه، نقال مزدور خلعت ستان رزم و بزم که در عمر خويش پائی از کاخ به کوی نگذاشته و سری به قربانيان فقر و رنج و ستم نزده است. خيره می نگيرد: شگفتا! اين چگونه سپاهی است؟! برهنه سپهبد، برهنه سپاه. از ذوالحليفه بدنبال سپاه ميدود، که شنيده است ملک با سپاه است، اما هر چه می جويد نمی يابد!"
و مسائلی که لااقل در اين روزگار می تواند به داد ملتهای استعمارزده و استبدادزده اسلامی برسد، شايد وحدت نهفته در حج باشد و نشستن سنی و شيعه و کافی و ... در کنار هم و نماز خواندن و طواف کردن و سعی و ... آنها؛ نه اينکه تنها به اين خاطر که يکی دست بسته نماز می خواند بايد از او دور شد که او کافر است و مهر نمی گذارد، بايد از او فرار کرد.
