تبليغاتX
باغ بی برگی باغ بي برگي....داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اکنون خفته در تابوت پست خاک مي گويد

باغ بی برگی

هر آنچه باید گفته باشم...گفته ام آیا؟

 

امروز را، یعنی روز ۲۹ اسفند ماه را، روز ملی شدن صنعت نفت را به همه ایرانیان تبریک می گویم.

ولی، ولی!، ملی؟ .. ملی شدن؟! ..به واقع به چه معنایی‌ست؟

با فرهنگ ایرانی ما چه ارتباطی دارد؟ با فرهنگ جمهوریت و جمهوریت-اسلامیت یا فرهنگ اسلامیت ما چه تناسبی دارد؟

این واژه چه ارتباطی با ملیت دارد؟..همان ملیت است؟..همخانواده هستند؟..مردم در آن تعریف می‌شود؟..مردمی که تا امروز هیچ جایگاه ویژه‌ای در هیچ کجا(یا کمتر جایی) از تاریخشان نداشته‌اند حداقل در همین ۱۰۰ سال اخیر که به سمت شکل گیری ملت، به زعم روشنفکران، حرکت کرده‌اند جایی نداشته‌اند. توانستند در این روز نمادی از خود را در تاریخ ایران بجای گذارند؟ حتما می بایست بجا گذاشته باشند که این روز به روز ملی شدن یعنی برای مردم شدن، نام گذاری شده است.

این واژه در ایران، یعنی ایران در دنیای کنونی، دنیایی که بسمت تشکیل یک دهکده‌ی‌ جهانی‌ در حرکت است،چه جایگاهی دارد؟ اصلا دنیای یکدست شده جهانی نه. در همین دنیایی که دیگر کمتر کشوری را میبینیم بویی از دمکراسی نبرده باشد و اقلا به دمکراسی در حداقلی ترینهای آن پایبند است.

در این دنیا، این کلمه ملت در کشور ما چه فعلیتی پیدا کرده است؟ این کلمه که نه چون هنوز هم بکار بردن آن برای ایران سنگین جلوه می‌کند !.. همین ملی شدن نفت یا همان صنعت نفت چه فعلیتی یافته است. اصلا نفت برای دولتی که به این غول درامد زا و خوشمزه تکیه زده و بفکر هیچ چیز دیگر بجز نفت نیست و بلکه اصلا نمی تواند باشد چرا که اصلا ضرورت آن را حس نمی‌کند، همین نفت چه تناسبی اصلا با ملی شدن و ملت دارد؟ مگر بسیاری معتقد نیستند که:

"زمانی که یک دولت قادر است آنچه را که به آن نیازمند است از طریق دکلهای حفاری نفت بدست آورد و کسب درامد خود ار از مالیت متوقف کند، هر گونه انگیزه برای پاسخگو بودن به مردم را از دست خواهد داد. ایدئولوژی سالاری در ایران بر شالوده نفت بنا شده است"

ما می‌خواهیم با همین نفت که به اصطلاح ملی شده ولی در انحصار دولت است به جنگ جهان برویم و با استفاده از این سلاح استراتژیک به مسئله به زعم خودشان مهمتر یعنی همین اهم(انرژی هسته ای حق..) برسند ولی، ولی: نمیدانند که( البته میداننند ولی به روی خودشان که نه به روی ملتشان نمی‌آورند) هنگامی تمام مسائل یک کشور به غول ملی شده نفت پیوسته است همین نفت مسئله‌ای میشود برای فشار آوردن به ایران چرا که وقتی نفت ایران را نخرند با کدام سلاح استراتژیک می‌توان دنیا را به زانو در آورد.

فکر میکنم ملی شدن نفت حداقل به این معنی درست باشد که اگر روزی ما از جانب نفت خود تحریم شویم (چه ما خود را تحریم کنیم چه ما را تحریم بکنند) اینجا همین ملت هستند که می‌بایست هزینه آنرا بپردازد.

اگر هم به هیچ کدام از این معانی باور نداریم حتما همین شعار ملی که عدالت را به وجد می‌آورد یعنی نفتی که درون سفره ما آمده و میتوانیم به راحتی سر کشیدن یک لیوان آب، از آن بنوشیم . از مزیاتش بهرمند شویم، درست است. و این را هم که جناب دکتر بزرگ، آقای احمدی نژاد گل قول آن را داده‌اند، پس هیچ مشکلی جز این نداریم.

از همه اینها گذشته درود به مصدق که به تنهایی و با کمک چند خواص توانست جور ملت را بکشد و یک نفره بار سنگین ملت را دوش گرفته و نفت را نه صنعت نفت را ملی کند. و به امید روزی که از این بزرگان و قهرمانان درس گرفته و بگذریم و کار خود را به چند تن خواص وا نگذاریم. که تمام بدبختی هایمان از این است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 17:34  توسط صادق  | 

می بخشین که یک کم دیر شد.(البته نه یه کم، دو کم) چون اصلا نه حوصله‌اش رو دارم و نه وقتش رو.

ولی

اگر ایران رو به مذاکره‌ی مستقیم با امریکا بیاورد، من نظریه ای دارم که مطرح می‌کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 10:13  توسط صادق  | 

حرفهای زیادی داشتم آن هم بعد از چند ماه که تنها برای پر کردن صفحه به مطالبی اندک از اخبار روز رو کرده بودم. بله داشتم ولی از خیر نوشتنش گذشتم، فقط همین که:

تسلیت می گویم به ملتی که به مقدساتش حمله می‌کنند و آنها در خواب، در فکر فروعاتشان (کاش اصولاتشان) به هذیان می‌افتند و در بیداری به فکر قلع و قمع یک سری از دراویش عموما مستضعف- که برای حفظ حسینیه ای که به آن دل بسته‌اند تلاش می‌کنند- در فکر آخرت وارونه‌شان هستند.

امیدوارم این فاجعه به اتحادی که به هر حال (چه درست و چه نادرست) بین مسمانان در مناطق مختلف جهان شکل گرفته، خدشه‌ای وارد نسازد و شیعه و سنی در این منطقه از جهان به جان هم نیفتند(هرچند که فکر نمی‌کنم فایده‌ای داشته باشد چرا که به برخی از مساجد اهل تسنن در عراق حمله شده است)

شما فقط کمی دقت کنید:

اول کاریکاتورهای توهین آمیز در باره پیامبری که عده‌ای، نه کم، به او معتقدند (بدون قابل توجیه دانستن خشونتهای صورت گرفته در اعتراض به آن توهینها و توهینهایی از همان دست با الاغ گردانی ها

و همچنین غیر قابل توجیه دانستن کاریکاتورها با آزادی بیان. چرا که آزادی بیان داریم نه آزادی توهین به اعتقادات امتی)

دوم  هتک حرمت حرمی منتسب به تشیع، برای خنثی کردن پیامدهای همان توهین اولیه.

واقعا این حرکت منسجم قابل تحسین است و راه آن را هم بخوبی یافته اند که چگونه بر اساس یک اعتقاد مذهبی، امتی را متحد کنند (هر چند ظاهری و زودگذر) و چگونه بر پایه‌ی همان گونه اعتقادات امتی را به جان هم بیاندازند البته نه چندان زودگذر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 1:15  توسط صادق  |