پرسش های امروز بشر از اين دست است:
آيا در جامعه دينی ، انسان منقاد می خواهيم يا منتقد؟ چون و چرا با مذاق ما سازگارتر است يا اطاعت وتسليم؟ و آيا رقابتی که تکنولوژی در جهان ايجاد کرده و آشتی که در خرمن تعادل اجتماع و طبيعت زده، قابل پيشگيری است يا نه؟ آيا بايد در صحنه اين مسابقه گام نهاد يا نه؟
آيا معرفت دينی بايد پابپای بسط اجتماعی بسط يابد يا نه؟ آيا جهان را بايد چنان تنگ کرد تا جامعه تئوری دينی ما بر قامت آن برازنده آيد يا قبای تئوری را گشود که بر اندام جهان چالاک افتد؟ آيا احيا و تکامل در دين ميسر است؟ آيا اختياری است يا غير اختياری؟
قدرت را چگونه بايد مهار کرد؟ انقلاب از نظر دينی چه مفهومی دارد و کدام تحول در کجا انقلاب محسوب می شود؟ روش علمی و فراورده های ان تا چه حد مقبول و پسنديده است؟
گوهر دينداری چيست؟: عرفان؟ مراسم عبادی؟ دعا؟ خضوع در برابر قدرت؟ اخلاق نيکو؟ اعتقادات صحيح؟
در صحنه سياست، در ميان رضايت خلق و رضايت خدا کدام را بايد برگزيد؟ آيا تحصيل رضايت خلق اصلا در عرصه حکومت ضرورت دارد؟ آيا دين خالص می توان داشت يا آن هم مانند نژاد خالص و زبان خالص مغهومی بلا مصداق است؟ انتظارات ما از دين چيست؟ آيا جوامع بی اعتنا به شرايع الهی، از تدابير امور عاجز خواهند ماند؟ چرا؟
آيا وظايف مسلمين اين است که دنيا رابه دعوت يا به جهاد مسلمان کنند؟ آيا اين کار اصلا شدنی است؟ وقتی کسی خود را حق دانست چقدر حق دارد که همه چيز را تابع و خاضع خود بخواهد؟ آيا دين برای ريشه کن کردن تباهی ها آمده است يا برای ايجاد تعادل، با قبول پاره از زشتيها و تباهی ها؟ ریشه کن کردن اختلافات دينی، آيا جزو برنامه های دين است و آيا شدنی است؟ و آيا اینجا هم بايد به دنبال ايجاد تعادل رفت؟ چه چيز را از دين بپرسيم و چه را نپرسيم؟
کدامشان از شئون جامعه، علم، هنر، و اقتصاد است که دين در آنجا سخنی دارد؟ آيا معرفت دينی، معرفتی تکامل يابنده است؟ مشکل ميان خلوص و تکامل را چگونه بايد حل کرد؟ بدعت را در جهان حاضر دقيقا چگونه بايد معنا و معين کرد؟
انسانی بودن دين چه معنا دارد؟ حرمت انسان تا کجا محفوظ است؟ آيا حقوق طبيعی بشر، مقبول شريعت هم هست؟...
سروش. قبض و بسط.ص:۱۷۷
شايد شما هم بتوانيد چند پرسش بدان بيافزاييد يا چند را پاسخ گوييد.شايد...!
