آخر چه باید گفت، از این همه ظلم چه باید کرد، بر چه اساسی آخر؟ دو نفر که تنها به یک سری از مسائل نه چندان چالش انگیز تکیه و تاکید دارند چرا باید اینگونه مجازات شوند؟ آخر مگر همین چند روز گذشته سالروز آزادی نبود که ملت آنچنان پر شور جشن گرفتند؟ به چه اتهامی باید اینچنین روحفزا بازجویی شوند؟ مگر چه کرده اند که خود نیز نمی دانند؟ مگر دو حوان دانشجو بر اساس چه تفکری می توانسته اند از یک حرکت مستقل صنفی (حداقل به ظاهر صنفی و مستقل ) حمایت کرده باشند؟ مگر نه این است که تنها با دلخوش بودن به یک سری جنبش های آرام و حرکتهای دانشجویی به فکر "آزادی"، در ایرانشان هستند؟ آن هم در سالروز آزادی ای که با دست کسانی از جنس خودشان محقق گشته؟ آیا اینچنین حرکتهایی به جایی از نظام بر می خورد؟ مگر نه این است که با این گونه عکس العملها آنها را مجاب به پافشاری میکنند؟
مگر در یک شهر کوچک، مانند سبزوار، گل دادن به اتبوسرانان و دعوتشان به حمایت از حقوق خودشان باید اینگونه عکس العمل ایجاد کند؟ اینها می خواهند قدرت خود را به رخ دانشجویان بکشند؟ مگر دانشجویی که حتی توانایی گرفتن یک وکیل با هزینه خود ندارد چه تهدیدی ست که اینچنین برخوردهایی را می طلبد؟ دانشجویی که با هزینه خود به حمایت از حرکتی به تصورش مستقل می رود باید اینگونه مجازات شود؟
مخم دارد سوت میکشد. به امید دست برداشتن از دو دانشجویی که به جرم یادآوری کردن حقوق اتبوسرانان به آنها(مصطفی صداقت جو و مهران کوشا)اینچنین سوال پیچ میشوند.
امشب را چشم می بندم تا فردا که ببینیم چگونه می آید.
