حرفهای زیادی داشتم آن هم بعد از چند ماه که تنها برای پر کردن صفحه به مطالبی اندک از اخبار روز رو کرده بودم. بله داشتم ولی از خیر نوشتنش گذشتم، فقط همین که:
تسلیت می گویم به ملتی که به مقدساتش حمله میکنند و آنها در خواب، در فکر فروعاتشان (کاش اصولاتشان) به هذیان میافتند و در بیداری به فکر قلع و قمع یک سری از دراویش عموما مستضعف- که برای حفظ حسینیه ای که به آن دل بستهاند تلاش میکنند- در فکر آخرت وارونهشان هستند.
امیدوارم این فاجعه به اتحادی که به هر حال (چه درست و چه نادرست) بین مسمانان در مناطق مختلف جهان شکل گرفته، خدشهای وارد نسازد و شیعه و سنی در این منطقه از جهان به جان هم نیفتند(هرچند که فکر نمیکنم فایدهای داشته باشد چرا که به برخی از مساجد اهل تسنن در عراق حمله شده است)
شما فقط کمی دقت کنید:
اول کاریکاتورهای توهین آمیز در باره پیامبری که عدهای، نه کم، به او معتقدند (بدون قابل توجیه دانستن خشونتهای صورت گرفته در اعتراض به آن توهینها و توهینهایی از همان دست با الاغ گردانی ها
و همچنین غیر قابل توجیه دانستن کاریکاتورها با آزادی بیان. چرا که آزادی بیان داریم نه آزادی توهین به اعتقادات امتی)
دوم هتک حرمت حرمی منتسب به تشیع، برای خنثی کردن پیامدهای همان توهین اولیه.
واقعا این حرکت منسجم قابل تحسین است و راه آن را هم بخوبی یافته اند که چگونه بر اساس یک اعتقاد مذهبی، امتی را متحد کنند (هر چند ظاهری و زودگذر) و چگونه بر پایهی همان گونه اعتقادات امتی را به جان هم بیاندازند البته نه چندان زودگذر.